مرد...

مـرد است دیگر...
گاهی تند میشود گاهی عاشقانه میگوید.
مــرد است دیگر...
غرورش آسمان و دلش دریاست.
تو چه میدانی ازبغض گلو گیر کرده یک مـرد

تو چه میدانی که چشمانت دنیای او شده
تو چه میدانی از هق هق شبانه او که فقط خودش خبردارد و بالشش..
مـرد را فقط مـرد میفهمد و تو! (اینجای شعر به افتخار یه نفر تحریف شد!)

/ 3 نظر / 18 بازدید
میترا

با حال مینویسی به پستهای قبلیت کلی خندیدیم

یواشکی

همیشه قلمت رو دوست داشتم مرد

دختر

والا منم که زنم غرورم آسمونه دلم دریا نیست اما تو هیچ نمی دانی از بغض گلو گیر کرده ام تو هیچ نمی دانی از هق هق هر شبم. زیبا بود، بازم اینطوری بنویس