هر رفتنی یه اومدنی داره که این نصیب حال ما هم شدو ما برگشتیم...در کل بد نبود مسافرت خوبی بود..یه چیزایی جالبی داشت که خوبه بگم...مثلا اینکه راننده های کم حوصله ای داشت یعنی چراغ که سبز میشد اگه جلو ماشینشون بودی له ات میکردندو میرفتن...اصلا حوصله نداشتن... دیگه این که تو حرم پشت زیارت نامه ها پربود از این خرافات که چمیدونم اگه اینو پشت ۳۰ تا ۴۰ تا زیارت نامه دیگه ننویسی (بعضیا نامردی کرده بودن میگفتن پشت ۱۰۰ تا زیارت نامه دیگه) بعد سه روز اتفاق بد برات می افته ..چمیدونم میمیری..منفجر میشی...اگه بنویسی خوشبخت میشی میری تو بهشت..منم نامردی نمی کردم هر وقت اینارو میدیدم سریع خطش میزدم...دیگه اینکه امام رضا مثه همیشه سرش شلوغ بود و باید از دور براش بوس میفرستادی ..این طوری=>>کف دستتو بوس کنی بعد رو به ضریح فوتش کنی...سوغاتی هم که برا همه آوردم بیاید بگیرید ..من باید یه فکری به حال این حافظم بکنم خیلی زود مطالب یادم میره ..کلی اتفاق ها بود که میخواستم تعریف کنم ولی الان یادم نیست که بگم...حالا تا بعد که باز خدمت برسیم ..فعلا

نوشته شده در ۱۳۸٥/٥/٢٩ساعت ۱۱:٤۳ ‎ق.ظ توسط علیرضا نظرات () |