والا سلام..گلایه مونده تو دلم نگم میمیرم...تورو خدا نیگا کنید ...این همه دادو بیداد کردم..این همه زور زدم...داشتم این پست قبلیو مینوشتم بغض گلومو گرفته بود(یه کم اغراق)...حالا چقدر این موضوع کم اهمیت گرفته شد...ولش کن اصن...به درک...کلابرو بچه های وبلاگ نویس چرتو پرت پسندند...دوست دارن یه متنی باشه باش بخندند و حال کنند...اون درست ..قبول ...ولی خب موضوع هایی هم هست که بشه تو وبلاگا مطرح کردو سرش جرو بحث کرد...خدایا شکرت...(همراه با یک آه کوتاه خوانده شود)..ما راضیم به رضای تو...والا ما که داریم میریم مشهد..اومدم همینو بگم...برا همتون دعا میکنم...یا علی

نوشته شده در ۱۳۸٥/٥/۱۸ساعت ٩:۳٤ ‎ب.ظ توسط علیرضا نظرات () |