مقدمه:

 شاید حالا مثلا من می فهمم که مادربزرگم ۷ سالگی ازدواج کرده و یا پدر بزرگم تو ۱۷و۱۸ سالگی زن گرفته خندم میگیره...هر وقتم می شنویم می خوایم با حالا مقایسش کنیم میگیم...اوووه اون مال قدیم بوده...بچه هفت سالش دوتای هیکل ماهارو داشته ...و بجای اینکه به اصل قضیش فکر کنیم میایم یه جوری توجیحش میکنیمو قضیشو از سرمون بیرون میکنیم...شاید اگه اتفاق دیشب برام پیش نمیومد هیچ وقت در مورد این موضوع حرف نمی زدم اما حالا میخوام حرف بزنم

 واما اصل موضوع... قضیه ای که برام پیش اومد یه قضیه ساده و تکراری که روزی صد بار هر روز داره برا همه پیش میاد البته خانوما...ترمز کردن یه ماشین برا یه خانوم...دیشب بعد از کلی فحش دادن به رانندهه و ردش کردن...تو راه برگشت به خونه نشستم به اصل ماجرا فکر کردم...به چیزی که باعث این قضیه میشه...شهوت جنسی...چیزی که تو کشور ما از سن های بعد از بلوغ بیشتر به فشار جنسی تعبیر میشه تا شهوت جنسی...با خودم میگفتم دلیل این قضایا هم باز برمیگرده به فرهنگ سازی غلط...وقتی یه جوون بخاطر شرایطی که داره نمی تونه ازدواج کنه...وقتی توقعات جامعه اینجور میره بالا که یه جوون وقتی میخواد به ازدواج فکرکنه اونو بیشتر یه آرزو میپنداره...اونوقت بایدم توقع داشته باشیم که یه دختر برای حفظ آبروش خودشو از طبقه سوم یه ساختمون بندازه پایین!...خیلی خنده داره...مثلا یکی شرایط آب خوردنو نداره چمیدونم مثلا لیوان نداره..بعد بهش بگیم تا شرایطت جور نشده تشنه بمون...شهوت جنسی هم یه نیازه...مثه تشنگی مثه گرسنگی...چرا ما باید شاهد این جور وقایع که هر روزم اخبارشم اینورو اونور میخونید باشیم هان؟ چرا؟...اونوقت خانومای محترم وقتی تو مجلس بحث ازدواج موقت مطرح شد سخت برآشفتند که وای...چه جسارتا...اونوقت ما از کجابدونیم دخترامون ظهریا شب که از مدرسه دیر بر میگردند کجا بودند!...یکی نیست به اینا بگه که آخه ...کی گفت برا دختر جوون همچین قضیه ای پیش بیاد...زن بیوه ای که گاهی شوهرش فوت کرده در اثر تصادف یا طلاق یا چمیدونم هر موضوع دیگه که کمم نیستندو بعضی هاشون از فقر شدید گاهی دست به خودفروشی میزنن..منظور مبحث ازدواج موقتند!...نه یک دختر باکره!...فقر فرهنگی تا کجا؟!حتی توی تحصیل کرده های ما...اون قدر این مبحث رو بد جا انداختند...که نمی دونم چی بگم...نمی دونم وقتی خدا ازدواج موقت رو گذاشت خانومای این دوره از زمانی و تصور نکرده بود؟...یا شاید سوء استفاده هایی روکه بعضی از آقایون متاهل از این عمل کردن رو در نظر نگرفته بود؟...باید نهادینه بشه...نـــــــهادیـــــــــنه...باید بفهمیم که این کار برا کسایی هست که مشکل دارن...نمی دونم به هر دلیلی فعلا قادر به ازدواج نیستند...ازدواج موقت مثه یه ویلچر میمونه برا یه فردی که فعلا مریضه نمی تونه سرپا وایسه...نه یه آدم معمولی بره ویلچر سواری...باید فرهنگش جا بیوفته.. باید!

 نمی دونم وقتی ما از لحاظ دینی و شرعی کارهای خارجی هارو نمی پسندیم که صد البته این تصور درست است...خب باید راهی که دینمان جلوی پای ما گذاشته بپسندیم...وقتی طرحی به این زیبایی به مجلس ارائه شد که توش گفته بود :ازدواج موقت پسر یا مرد به شرط مجرد بودن...با یک زن به شرط بیوه بودن...که به همه هتل هایا مسافرخونه ها سپرده میشد که اینها به مدت دوره ازدواجشون که داخل کارتی که داشتن نوشته شده بود میتونن ازهتل یا مسافرخونه استفاده کنن...چرا باید رد بشه؟...اونم با همه اون سرو صداهایی که زنا تو مجلس کردن...با آوردن اون دلیل های مسخرشون...این زنا باید سرشون بیاد این چیزها تا بفهمن...یه آدم سیر که حال آدم گرسنه رو نمی فهمه ....

تا وقتی که ما یه شستشویی راجع به این موضوع توی مغزمون ندیم...بایدم هر روزو هر روز شاهد اذیت و آزار زنان و دختران توی خیابان ها باشیم...بایدم یه دختر وقتی شب میشه جرات نکنه از خونه بزنه بیرون...بایدم این اتفاقات بیوفته...باید امنیت نباشه...باید کسایی مثه خفاش شب پیدا بشن...والسلام

 پ.ن:امیدوارم به کسی بر نخورده باشه

نوشته شده در ۱۳۸٥/٥/۱۱ساعت ٢:٥٠ ‎ب.ظ توسط علیرضا نظرات () |