میخوام شرو کنم ...اما از کجا ؟...سی بار یه جمله نوشتم دوباره پاکش کردم ....خوبه الکترونیکیه وگرنه حتما تا الان یه کوه کاغذ پاره تلنبار شده بود...قدرت چرتو پرت گوییه خوبی دارما اما امروز تو یه حس و حال دیگه ای هستم...عاشق ماشق که نشدم...دستشویی هم که نه...دلمم درد نمی کنه...ناهارم که خوردم...نمی دونم...اصا ولش کن..ساعت کامپیوتر ۳:۳۸ دقیقه یه بعداز ظهر تابستونی رو نشون میده که وقتی از داخل کافی نت به بیرون نیگا میکنی این بعداز ظهر بیشتر به پاییز میخوره....صدای هوم کامپیوترا همگی با هم حس قشنگی به آدم میده.....دقیقا بغل دستشویی کافی نت(منظور از دستشویی توالت نیستا فکر بد نکنید ..جایی که دستها را میشویند).نشستم...چیکه چیکه آب میوفته پایین...صدای اسپیکر صاحب کافی نت حس و حال قشنگی به این جو میده....دستام روی کیبورد میلغزندو این واژه هارو یکی پس از دیگری تایپ میکنم...نیگام از صفحه مانیتور برداشته نمیشه...حس قشنگیه این حسی که من دارم....شروعی که امروز کردم رو میخوا همین جا به پایان ببرم...پایان

نوشته شده در ۱۳۸٥/٤/٢۱ساعت ۳:٤٦ ‎ب.ظ توسط علیرضا نظرات () |