سلام...حالتون خوبه؟...آخه کسی حوصلش نمیاد نوشته های منو بخونه که..میاد؟...هی میگن بیا بنویس بیا بنویس...راستش یه مدتی که از چرت و پرت گویی به دور بودم واسه همین فکر کنم نتونم به درستی حق مطلبو ادا کنم ...میدونید بذارید یه سری پیام بدم ...مثلا اینکه یه ویروس تو چت اومده که خودشو homepage میکنه و برا رفیقا پیام می فرسته که رو لینک کلیک کنند و اونا هم به محض این که کلیک می کنند بدبخت می شن...اگه خواستین با ایدیم که همون اسم وبلاگمه فقط یه ۶۵ آخرش داره چت کنید تا بگم چطور میتونید پاکش کنید....یا مثلا اینکه بچه ها اگه در مورد هر قسمتی از کامپیوتر خواستید اطلاعات کسب کنید بگید تا براتون بگم یا به میلتون ارسال کنم...اه باز بحث علمی شد...

بذار یکم از زندگی شخصیم بگم

خاطرات خوش زندگانی مش علیرضا

والا خاطره خوش که نه ...خنثی است یعنی نه خوش نه ناخوش...کنکور که قبول نشدم..یه کم با رفقا پخش و پلا شدیم...یکی یه چند روز دیگه میره سربازی یک رفت دانشگاه یکی مشغول به کار شد/منم که آس و پاس پلاس...همچنان مشغول به شغل شریف معلمی هستیم.....هی فعلا مشغولیم تا خدا چی بخواد....

پ.ن.(آخر من نفهمیدم ن مخفف چی هست...پ که مشخصه یعنی پاورقی ولی نون رو نمی دونم ...مخفف نوشته...نسخه...نفهم؟!)شاید بدترین چیز تو وبلاگ نویسی من آشنا شدن آشنایانم با اسم وبلاگم بود ...نمی دونم این قضیه از کجا درز کرده بینشون...یه چند وقتی آپ نکردم واسه این خاطر که آبا از آسیاب بیوفته...کاش یادشون بره!

....فعلا

نوشته شده در ۱۳۸٥/۸/٦ساعت ٢:٢۱ ‎ب.ظ توسط علیرضا نظرات () |